......حال ما خوب است ، ملالی نیست جز دوري دیدار شما امید وارم آنهم به زودي زود دیدارها تازه گردد. ...

یادش بخیر ! همه نامه هایمان با این نوشته آغاز می شد .

صاف وصادق بودند . همیشه منتظر یک نامه از دست آنها بودیم ،

با همه آنها دوست بودیم همه شان را می شناختیم .

به چای دعوتشان میکردم. نامه های دوران سربازی، دوران جوانی و نامه های دوستانی که از محل می رفتند وتا چند مدت آنها تنها رابط میان ما ودوستان بودند. می دانستند اگر نامه نداشته باشم کم حوصله می شوم آن وقت رد می زدند تا باهم روبرو نشویم. چقدر دلم برای پستچی ها تنگ شده...!