پل فلزی
ناپلئون میگوید: سه ربع عملیات ارتش را نیروی روحی ویک ربع آنرا قوای جسمانی ومادی تشکیل می دهد.
سنگرهاازدوطرف پنجره هایی داشتند که می شد مناظر اطراف را تماشا کرد. پل فلزی یکی از مناطق خوبی بود که با همه مشکلات، فضای روح نوازی داشت . از سمت غرب منتهی میشد به کوها ، وقتی نسیم بهاری وزیدن گرفت برفها شروع به آب شدن کردند . قله کوه پوشیده بود از برف، سینه کش کوه یخ زده بود وآنجا که دشت شروع می شد گله ها ی گوسفند در چرا بودند، واطراف پایگاه تا پای کوه ، دشت لاله وشقایق بود کاش نقاش بودم ویک تابلو از آن منظره می کشیدم ، تنها یادگار باقی مانده از آنجا چند عکس است که با دوربین خودم گرفته ام. هنوز سوز زمستان را می شد در زیر پوست احساس کرد اما وقتی صدای شُرشُرآب رودخانه در خلوت صحرا می پیچید همه طبیعت عاشق می شدند.

باید به پایت