تنها
وقتی تنها شد، همۀ شیشه ها را آیینه کرد!
فکر می کرد هنوز یک نفر در خانه هست.
با این فکر احساس آرامش می کرد.
وقتی به خانه بر می گشت زنگ خانه را به صدا در می آورد،
صدای زنگ در خانه می پیچید تا جلوی در می آمد...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:43 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت