غزلی از دوست
عشق از تو مرا من ساخت اما تو نمی فهمی
من تو شده ام، تو من این را تــــو نمی فهمی
من بید تبر خورده تو تیغ تبر بـــــــــــــــودی
معنای شکستن را حتی تــــــــــــو نمی فهمی
لیلا تــــــــــــــــــــــرم از لیلا افسانۀ عشقم را
مردم همه فهمیدند تنها تـــــــــــــــو نمی فهمی
دست از سر من بردار دیگر چه به ســر داری؟
یک عمــــــــــــر نفهمیدم حالا تـــــــو نمی فهمی
سیما شاهسواران احمدی
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 0:20 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت