از حوادث که نمی توان غافل شد.
ممکن است دو نفر در یک زمان هوس همدیگر به سرشان بیفتد (تله پاتی) وبه سوی یکدیگر پرواز کنند این هم بعید نیست.
اما باورش کمی مشکل است که یکی با دیگری تصادف کرده اورا بکشدُ مگر اینکه زمینه چینی کرده باشد . مثلا" سر قرار ترمز ماشین دیر عمل کند وبا دختر بر خورد کند ، یا راننده قصد شوخی داشته باشد و ندانسته بی احتیاطی کند با او بر خورد کند و یا یکی از آنها با شخص دیگری تصادف کند و سر قرار حاضر نشود و طرف مقابل هزار فکر و خیال کند حتی تصور کند دوستش او را بازی داده است ویا پدر دختر ممانعت کند و دختر بلایی سر خود بیاورد و یا مرد با چیزی تصادف کند و نتواند خود را به مقصد و قرار برساند...
می بینید دست نویسنده چقدر برای نوشتن وتغییر دادن مسیر داستان باز است؟
وشاید هم آنجا که خود را به دریا می زند وقتی قصد برگشتن دارد موجی او را با خود ببرد.
برای عشق نمی توان حدو مرزی شناخت . اگر لیلی به راحتی در تملک مجنون در می آمد عشق آنها افسانه نمی شد. اگر سرور من پرواز نمی کرد امروز در قفس من محبوس بود...!.