بعداز خوردن شام مفصل و تنقلات فراوان و میوه هایی گوارا، استفاده نکردن از سرویس بهداشتی و بیرون زدن از خانه، اشتباه محض است و ما این اشتباه را مرتکب شده بودیم. من مقصر  بودم چون  فرصت استفاده از دستشویی در خانه را به آنها نداده بودم.

ساعت یازده شب در بلوار کشاورز بودیم . خواستیم تجدید خاطره ای کرده باشیم و رفع حاجتی...!.

با این نیت  وارد پارک لاله شدیم. مقصر بودم پس، تن به انتقادها و نیش و کنایه های همراهان دادم و صدایم در نمی آمد.

پس از مکاشفات فراوان، آدرس دو دستگاه سرویس بهداشتی موجود در پارک لاله را گرفتم و راهی شدیم. اولی بسته بود و دو عدد قفل بزرگ به در آن زده بودند! اگر سارقان حرفه ای هم قصد داشتند آنرا با سیم بر های بسیار قوی ببرّند، از عهده اش بر نمی آمدند. سراغ دومی رفتیم، از اولی بدتر بود...!.

باید کاری می کردم. کنکاش و جستجویم نتیجه داد و متوجه شدم خیلی های دیگر چون ما گرفتار چنین دردی هستند! منتهی آنها در اثر ممارست و تکرار، راه حل را یافته اند وآن پشت بوته های شمشاد در قسمت های تاریک پارک است...!.

دوستم مراعات ادب کرد و تن به قضا نداد. هر اندازه هم اصرارکردم شب دراز است و قلندر بیدار، به خرجش نرفت که نرفت.

حدود دوازده شب بود که سبک بال  و شادان از میان بوته های شمشاد بیرون آمدیم.

شهر تهران، بخصوص خیابانهای اش خواب ندارند، هر ساعت از شب بیرون باشی جماعتی پیاده و سواره در ان نفس می کشند. شبهای تهران زیباتر از روزهایش هستند. این شبها اگر همزمان با اعیاد و جشنهای خاص باشند دیدنی تر می شوند. اگر مشکل دستشویی ها حل می شد زیبا تر هم می شود.