بوی تو را...
نه شیرین من
دستهایت همیشه بوی مهربانی دارند
نمی دانم درون خاطراتت جایی برای من هست؟
انگشتانت را که ببندی هزار قاصدک را به مهمانی فرا خوانده ای، وخبرهایی که کران تا کران بوی پیراهن ات را آورده اند.
و دستهای من ، همیشه بوی تورا می دهد.
دستهایت همیشه بوی مهربانی دارند
نمی دانم درون خاطراتت جایی برای من هست؟
انگشتانت را که ببندی هزار قاصدک را به مهمانی فرا خوانده ای، وخبرهایی که کران تا کران بوی پیراهن ات را آورده اند.
و دستهای من ، همیشه بوی تورا می دهد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 23:3 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت