ما ساکنان حاشیه تهران که از هوایی پاک و مطبوع بر خورداریم عکس تهرانی ها ،در این گونه مواقع فرصت را غنیمت شمرده وارد تهران می شویم تا آب و هوایی عوض کنیم یا به قول معروف دلی از عزا در بیاوریم.

یکی از اقوام نزدیک چند روزی می شد در بیمارستان میلاد بستری بود. حالا یا بر اثر سهل انگاری یا وارونگی هوا موفق به ملاقاتش نشده بودیم . تا نزدیکی های تونل بیمارستان وبرج میلاد بدون درد سر رفتیم. اما به علت ازدیاد ملاقاتی چنان راه بندانی شده بود که عرض خیابان به صورت سه بانده بسته شده بود تا حدی که تعدادی از اتو مبیل ها جوش آورده بودند و راننده ها مجبور بودند آب در رادیاتها بریزند تا خنک شود.

گام به گام پیش رفتیم تا رسیدیم به در تونل. گویی یک اگزوز به قطر پنج متری را کار گذاشته اند فقط دود بیرون می زد!. از سطح زمین یعنی زیر اتو مبیل ها هم دود به هوا می رفت، انگار بهار آمده باشد و خورشید با تمام قدرت به زمین تابیده به جای بخار دود به آسمان می رفت!.

در این حین آقایی چهار دست و پا کبود شده کشان کشان خود را به بیرون تونل انداخته روی زمین دراز کشید. خانمی دست کوکی خردسال را گرفته گریه کنان به دنبال همسرش می گشت. معلوم شد آقا تنگی نفس داشته است ، درون تونل تحملش تمام شده بدون اینکه به فکر همسر وکودک خردسال باشد اتومبیل را وسط تونل رها کرده برای نجات خود ...

کمی که اوضاع آرام شد وتوسط دیگران اتومبیل مذکور به آن طرف تونل هدایت شد از همسر خانم پرسیدیم : فکر نکردی خودت را نجات می دهی چه بر سر اتومبیل و خانم وکودک ومردمی که پشت سرت ایستاده اند می آید؟

سرش را خاراند وگفت: تازه فهمیدم که می گویند در قیامت هر کس به فکر خود خواهد بود یعنی چه...؟!