کسی خوشحال بود کارگیر آورده، خدا را شکر می کرد اما، نگران بود بعد از یک فصل کار، بیمه اش خواهند کرد یا اخراجش!.

می گفت: صاحب کارم آنقدر بی نیاز است که دیگر هیچ چیز خوشحالش نمی کند. تازگی ها با خدا به مبارزه پرداخته تا سرگرمی تازه ای پیدا کرده باشد!.

عجیب است که هیچ چیز بیدارمان نمی کند حتی مرگ عزیزترین کسان مان. مرگ رقیب را هم به حساب موفقیت خود می گذاریم غافل از این که خودمان هم رقیب دیگری خواهیم شد.

 پروردگارا، اگر قرار است به داده هایت، خودت را بگیری، هیچ نمی خواهم الا که خودت. به آنچه از من گرفته ای محزون نمی شوم، وبه آنچه نرسیده ام غم نمی خورم. زیرا، یقین دارم آنچه را که به صلاح من است، تو بهتر می دانی.


چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 ساعت: 18:33 توسط:شهیده
عجب دعای قشنگی ...
زان جماعت که ز تو طالب حورند و قصور
در شگفتم که زتو،جز تو،چه را می خواهند!
 وب سایت   ایمیل



بی نیاز