سرخ
گفت: چه احساس شاعرانه ای! باید شاعر باشی.
گفتم: شاعر نبودم اما، رفتار کودکانه ات شاعرم کرد.
گفت : خب چیزی بگو.
گفتم، روزی با کلام عابری، صورتت گل می انداخت.
گفت: هنوز هم...
گفتم ، نه، خیلی فرق می کند، امروز از شرم نان است!.
گفتم: شاعر نبودم اما، رفتار کودکانه ات شاعرم کرد.
گفت : خب چیزی بگو.
گفتم، روزی با کلام عابری، صورتت گل می انداخت.
گفت: هنوز هم...
گفتم ، نه، خیلی فرق می کند، امروز از شرم نان است!.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:23 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت