آخرین ایستگاه
اگر تمام دیوان حافظ را فال بگیری، وقران را استخاره کنی می بینی،
روزگار همیشه به کامت نمی گردد. فرود و فراز فراوان دارد.
سوگ دارد و سرور، تا کدام یک به تو پناه آورده باشد؟
باید آمادۀ حوادث باشی. خانه ات را عنکبوت وار بنا نکرده باشی،
سست و بی بنیاد. به نسیمی لرزان و به صاعقه ای ویران گردد.
خانۀ خردمند، چفت وبستی دارد محکم،
که صدایش به گوش همسایه نمی رسد.
حال و روز همسایه، متفاوت با روزگار اوست.
لاجرم، در ایستگاه آخر همه پیاده خواهیم شد.
اگر قطار رفته باشد و، بارو بُنه جا مانده باشد...!؟
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:9 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت