عادت
در دنیای مجازی برایم می نویسی، جوابت را می دهم.
بازهم می نویسی. بارها وبارها تکرار می شود. به یکدیگر عادت می کنیم.
دلمان برای هم تنگ می شود.
با یاد هم به خواب رفته، رؤیای هم را شیرین می کنیم...
پاییز از راه می رسد.
روزهای پاییز غم انگیز می شوند ، مثل عصرهای جمعه...
دلم می گیرد. می خواه سرم را روی شانه ات بگذارم.
منتظر می مانم ، خبری نمی شود!.
صفحه مانیتور را باز وبسته می کنم.
پیامهای رسیده را بارها کنترل می کنم خبری نمی شود.
نه این که بگویم عاشق ات شده ام ، نه، به تو عادت کرده ام!.
هیچ می دانی چه حال بدی خواهم داشت؟
بیا به هم عادت نکنیم...
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:48 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت