معصوم خان با اتوبوس قدیمی دماغ دارش از سر پیچ گردنه که می پیچید، صدای بوق شیپوری اتوبوس را که روی سقف نصب شده بود به صدا در می اورد تا همه اهل روستا با خبر شوند که  برگشته اشت.

تا میدان اصلی روستا می دویدیم تا مسافرین شهری را تماشا کنیم که با سرو روی تمیز و لباس های اتو کشیده داخل اتوبوس نشسته بودند!.

به سن مدرسه رسیده بودم با اتوبوس معصوم خان راهی شهر شدیم...