بهانه برای شاد زیستن فراوان است.
گناه از شادی نیست، ما دل پذیرش شادی را نداریم!
هر لحظۀ خدا را که بنگری جامی ست لبریز از شادی.
دیدن گلی زیبا در باغچه شهرداری، تماشای پرندگانی در پی دانه ازشاخه ای به شاخۀ دیگر، حتی وقتی کلاغی صابون مرد مسافری را دزدیده ومی پرد.
در حالیکه همه بسیج شده اند در دیار غریب جیبهای مسافر بیچاره را خالی کنند، کلاغ هم صابونش را...


عابد شدی خراب و خرقه به می آلودی     مبارک باشدت این خرقه  به  می آلودن