وجود من لبریز از خواستن وماندن و گفتن است. بیا یوسف خودمان باشیم وزلیخای خودمان.

از دیگران چه انتظار ی داشته باشیم؟ وقتی خودشان را پیدا نکرده اند و هنوز سرگردانند.

 بیا من و تو روزگارمان را وارونه طی کنیم، از پیری شروع کنیم به جوانی برسیم!

برویم ، برویم تا برسیم به دوران بچگی هایمان! دست هایمان را برای زلیخای دلمان ببُریم!

بیا برگردیم به همان دوران که نفهمیده عاشق شدیم و زندگی را باختیم.

بیا از نو شروع کنیم، از اول عاشق شویم.

 وقتی حرف هایمان را از همدیگر پنهان  می کنیم، کودک دلمان زود پیر می شود...