خوش به حالت

یک نفر را داری که براش حرف بزنی،  درد دل بکنی،غصه ها تو باهاش قسمت بکنی، دلت گرفت سرتو بزاری رویِ شونش وگریه کنی، گاهی دستت رو بگیره برید توی خیابون قدم بزنید و به بستنی ها تون لیس بزنید.

خوش به حالت

 کسی را داری که هنوز دلش به این بده بستون های روز مره گره نخورده و بوی بارون که به دماغش می خوره، آسمون رو نگاه می کنه تا بارون چک چک بیفته روی صورتش و مثل شبنم گل بندازه.

خوش به حالت

هنوز آب دوغ خیاری که گردو توش ریختی و سبزی تازه توش خورد کردی را به هرچی غذای پرچرب وچیلیه ترجیح میدی و ریزه های گردو را زیر زبونت مزه مزه می کنی و از اون لذت می بری...

خوش به حالت...