عشق
عده ای نشسته بودند از هر دری صحبت می کردند.
یکی از آنها گفت: انسان با چشم می بینه وعاشق می شه.
بقیه گوش می کردند حرف او را تایید کردند.
نابینایی نشسته بود شروع کرد به خندیدن!.
گفتند : به چی می خندی؟
گفت : به دل کور شما...!.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20:4 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت