احساسات درد سر ساز
قرار بر این بود هیچ کس حق تیر اندازی نداشته باشد تا از طریق بیسیم به فرمانده گروه ابلاغ شود وایشان دستور حمله را صادر کند. باید حدود 60-70 متری دشمن موضع می گرفتیم تا با صدور رمز حمله که یا حسین شهید بود اقدام به حمله کنیم. در گروهی که ما بودیم در اولین اقدام باید توسط یکی از بچه های پشت سری ما، بوسیله آر پی جی ، دوشکایی را که به شدت نیروهای ما را زیر آتش می گرفت را منهدم کند.
هنوز رمز عملیات اعلام نشده بود که یکی از افراد گروه مورد اصابت گلوله قرار گرفت. نفر بعدی که احساسات براو غلبه کرده بود اسلحه اش را به طرف دوشکا گرفته شلیک کرد. چند لحظه نگذشته بود شروع به ریختن آتش تهیه کردند. به خیال اینکه نیروهای ما در این مسیر متمرکز شده قصد عملیات دارند حجم آتش را روی سر ما متمرکز کردند. راه بازگشت نبود به هر صورت باید پیش می رفتیم.
باید به پایت