تا این لحظه ما پیروز میدان بودیم
عراقی ها کلیه تجهیزات مدرن را در اختیار داشتند. علاوه بر این امکانات، در ارتفاعات مستقر بودند و بر نیروهای ما تسلط داشتند.
این برتری ها باعث شده بود نیروهای قبلی نتوانند خط را بشکنند و تعدادی شهید و مجروح داده بودند. فرصت اینکه شهدا را جمع کنند نبود و مجروحین درگوشه وکنار ناله می کردند.
وقت اذان صبح شده بود، برادران در حین دویدن و نبرد وقت اذان را به یکدیگر اعلام می کردند. در هر حالتی که بودند نماز صبح را زیر زبان زمزمه کرده وبه نبرد ادامه می دادند. کمک تیر بارهای من یکی مجروح ودیگری شهید شده بودند. از دوتن از تک تیر اندازها به عنوان کمک تیر بار چی استفاده می کردم. هوا داشت روشن می شد که با دادن تعداد زیادی شهید ومجروح توانستیم خط دفاعی عراقی ها را بشکنیم و به داخل پایگاه هایشان نفوذ کنیم. وقتی خط دفاع عراقی ها شکست حفظ و نگهداری پایگاه به عهده گردان ما یعنی گردان عمار گذاشته شد.
فرمانده گردان جلوتر ازهمه و من نفرچهارم بودم که پشت سر آنها پیش روی می کردیم. پاکسازی پایگاه دشمن به عهده گردان ما بود. تعدادی ازنفرات با عنوان دشت بان مشغول انهدام سنگرهای دشمن شدند و با انداختن نارنجک دستی درون سنگرها آخرین مقاومت آنها را درهم شکستند.
باید به پایت