آلواتان جاییست که ایمان فلک رفته به باد
آلواتان در میان جنگلی طبیعی واقع شده بود. از دو طرف محدود می شد به تپه ای ، از شرق متصل می شد به جنگل معروف آلواتان واز قسمت جنوب ختم شده بود به رودخانه ای که آب در تمام فصول سال در آن جاری بود ولی در عرض فصل ها کم وزیاد می شد. آب رودخانه بستگی داشت به بارندگیهای فصلی وآب شدن برفهای نشسته بر کوهها . جاده خاکی روستا از میان همین جنگل عبور می کرد . نیروهای مهندسی گردان هر روز قبل از شروع تردد باید جاده را مین روبی می کردند مبادا توسط ضد انقلاب مین گذاری شده باشد. بارها شاهد انفجار مین و زخمی و جان باختن نظامیان وغیر نظامیان بودیم.
پاییز در این منطقه زودتر از مناطق دیگر از راه می رسید. در فصل زمستان عملیاتی صورت نمی گرفت وپرسنل از بیکاری ونداشتن برنامه وبخصوص فرسایشی شدن جنگ خسته می شدند. بندرت در گیری با عراق صورت می گرفت، اما همیشه احتمال داشت از طرف نیروهای ضد انقلاب حمله چریکی صورت بگیرد . از طرف نیروهای عراقی گاهی گلوله ای شلیک می شد . بچه ها به شوخی می گفتند: به عراقی ها دستور داده اند هر وقت عازم دستشویی هستند طناب توپ را بکشند تا گلوله ای شلیک شود، مهم نیست کجا بیفتد قصد دارند به این وسیله اعلام کنند ما اینجا هستیم.
بخشی از کتاب: جنگ از منظری دیگربقلم عابد ساوجی
باید به پایت