بشکه 220لیتری را از وسط سوراخ کرده بودند ولوله ده سانتی را از وسط به آن جوش داده بودند مانند سماور های ذغالی شده بود. با هیزم گرم می شد، چیزی که در آنجا فراوان بود. دوش نداشت، بوسیله لوله ای که شیر به آن وصل شده بود آب در لگن ریخته می شد، معمولا" آب بصورت نیم گرم استفاده می شد با اینحال، یک جوی آب باریک از آب سرد از وسط حمام می گذشت، اگر به آب سرد نیازی بود خود شخص با کاسه یا پارچ پلاستیکی برمی داشت وداخل لگن می ریخت. لوله کشی آب حتی برای خود روستاییان وجود نداشت. همیشه حمام بهداری بهترین حمام ها در منطقه بود. خسته بودم و گرد وخاک روی سرو صورتم نشسته بود. به قول ناتال جروم ، حسابی خودم را خیساندم. 

دو هفته قبل ازمن، پزشکیار ناصر ارجمند خود را به گردان معرفی کرده بود، اهل مراغه بود. دوروز بعد از من هم رضا عابدی سوره اهل ارومیه آمد، او ارشد تر از همه ما بود، با دکتر امین شدیم چهار نفر. تصمیم گرفتیم بهداری راسر و سامان بدهیم چون به نظر می آمد قبل از آن هیچ اهمیتی به بهداری نداده بودند. چند نفراز سربازان دیپلم  زیر نظر دکتر امین کمک های اولیه را یاد گرفته ودر پایگاههای گردان مشغول امداد رسانی بودند.

یک دستگاه آمبولانس کا- ام ساخت کشور کره بیشتر وجود نداشت. ازآن یکدستگاه هم  برای کارهای  کل گردان استفاده می کردند! از جابجا کردن نیروی پیاده تا تقسیم غذا برای تامین ها وخیلی کارهای دیگر.  مشکل از همان روزهای اول شروع شد. فرمانده گردان سرهنگ رزمی به کل اعتقادی به وجود بهداری نداشت!.

سرهنگ بلند قامت ، نترس ، حد اقل دراین مقطع عصبانی مزاج بود. وقتی عصبانی می شد همه خون بدنش در صورت وگردنش جمع می شد وبه شکل عجیبی سرخ می شد! بچه ها به شوخی لقب بوقلمون به او داده بودند. شاید به این وسیله قصد داشت طرف را بترساند غافل از این که آنجا دیگر آخر خط بود واز خط مقدم جلوتر،عراق بود. کسی که زیر گلوله زندگی می کند ترس برایش معنی ندارد، به اندازه کافی سختی و گرفتاری و مشکلات خانوادگی هم دارد. از حق نگذریم اگر خصوصیاتی را که در موردش ذکر کردم را با مدیریت درست ادغام می کرد فرمانده لایق و موفقی می شد متاسفانه یک سو نگر بود و پرسنل را ناراحت می کرد. حد اقل در مورد بهداری این موضوع صدق پیدا می کرد.  

برخلاف آنچه که نشان می داد، اعتقادی به وجود بهداری نداشت. تکیه کلامش این بود: گزارش می کنم و تحویل دادگاهتان میدهم !.  چند دستگاه وانت تویوتا در گردان وجود داشت. دکتر امین پزشک وظیفه بود واز فرماندهی حساب می برد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}