هذیان نیم روزی
کمی برایم حرف بزن.
آتش درونم را خاموش کن! قبل از آنکه خاکسترم را بر باد دهی.
اعتقادات دست و پا را بسته اند، حتی امروز در جهنمی دیگر هستیم.
وقتی از بودن خودت لذت نمی بری، وقتی از گفتن دوستت دارم منع می شوی، خب عین جهنم است دیگر، مگر غیر از این است که آنجا هم خواهی سوخت، اینجا هم داری زنده زنده می سوزی.
دلت را به دریا بزن گلم، کمی حرف بزن
اصلا" نمی خواهم در خانه دیگری بسوزم آیا فکر می کنی تا این حد هرزه هستم؟ که اینجا نشد جای دیگر! آیا فکر می کنی دل کاروانسراست؟
ترسم از این است که حرفهایم را به گونه ای دیگر تعبیر کنی ، آنوقت احساس گناه خواهم کرد، و گر نه، برای درد دل ، حتی دوست داشتن احساس گناه نمی کنم.
کمی حرف بزن گلم، خودت را از این زندانی که درست کرده ای رها کن.
اصلا" گناه برای چه؟ در کدام قانون خدا نوشته شده دوست داشتن گناه است...؟
اصلا" نمی خواهم در خانه دیگری بسوزم آیا فکر می کنی تا این حد هرزه هستم؟ که اینجا نشد جای دیگر! آیا فکر می کنی دل کاروانسراست؟
ترسم از این است که حرفهایم را به گونه ای دیگر تعبیر کنی ، آنوقت احساس گناه خواهم کرد، و گر نه، برای درد دل ، حتی دوست داشتن احساس گناه نمی کنم.
کمی حرف بزن گلم، خودت را از این زندانی که درست کرده ای رها کن.
اصلا" گناه برای چه؟ در کدام قانون خدا نوشته شده دوست داشتن گناه است...؟
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:32 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت