اگر تو بیایی،
اگر تو بیایی
شهر را آذین می بندم
می گویم: اتو بانها یکطرفه شوند
قدّاره می بندم و همۀ گذرگاه ها را می بندم تا به غیر از تو کسی وارد شهر نشود.
داروغه را می گویم تا همۀ چشم چرانها را بگیرد تا چشمشان بر تو نیافتد.
عسس ها می گویم: فریاد بزنند: رو به دیوار ! رو به دیوار!
تا نا محرمی نباشد که از زیر چشم،پیراهن راه راه تو را ببیند.
اگر بگویم تمام آب پاشهای شهر داری، کوچه ها را آب بپاشند،تا گردی به دامان تو ننشیند.
همۀ این کارها را می کنم.
تو نیامدی!؟
چـــــــــــــــــه؟
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:35 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت