سوژه
چند روزی ست کم حوصله شده ام، پست جدید هم نزده ام.
دنبال سوژه می گردم تا بهانه ای بشود برای نوشتن. کسانی را دیدید که اشتها به غذا ندارند، چند بار که تعارف بکنید یکی دو لقمه ای که خوردند اشتهایشان باز می شود دیگر به شما مهلت نمی دهند.
یک نفر بی موقع به خانه کسی وارد شد.
صاحبخانه تعارف کرد و مهمان گفت: شام خورده ام اما کمی تق و توق می کنیم!
شروع کرد به خوردن ، چه خوردنی؟ پدر سفره و غذا را در آورد!
صاحبخانه و اهل و عیال گرسنه ماندند.
بالاخره مهمان خواست خدا حافظی بکند برود.
صاحبخانه گفت: فلانی بالاغیرتا"، این دفعه خواستی بیایی اینجا، شام را بیا اینجا ولی تق و توقت را خانه خودت بکن!.
اینهم یک پست تازه برای امشب! تا فردا هم خدا بزرگ است .
عابــــــــــــــــــــــد ساوجی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:28 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت