اصلا" حوصله ندارم!
همینکه حوصله ندارم می نویسم !
 هروقت بی حوصله می شوم می نویسم! مثل آدمهایی که عصبانی می شوند اشتهایشان باز تر می شود و هی می خورند! درست عکس بعضی ها که عصبانی می شوند میل به غذا ندارند.
خوشحالم که می بینم نتیجه کارهایم را گرفته ام، خدا را شکر می کنم.  مثل آن مردی  که هر وقت از او بپرسی چطوری می گوید : ای ، شکر خدا...
یک روز پیر مردی که دندان نداشت لب جویی نشسته بود و نان خشک خود را در آب فرو می کرد در دهان می گذاشت و می گفت: خدایا شکرت!
شخصی او را در آن حال دید عصبانی شد و گفت: مرد حسابی، پیر که هستی، نانت خشک و بی دندانی، این هم شکر دارد؟

پیر مرد گفت: با این کارم خدا را شرمنده می کنم...