1. وقتی به گناه فکر می کنی، تو را وسوسه می کند. مانند گاو بازان حرفه ای که گاهی جانشان راهم بر سر این کار از دست می دهند!. برای خیلی ها مسخره به نظر می آید، اما برای تو مثل آن پارچه قرمزی شده است که گاو بازان برای تحریک گاوها تکان می دهند، گناه  هم  تو را تحریک می کند. از این تشبیه خنده ات می گیرد اما هرچه که هست مانند پاندولی شده در مغزت،  آنقدر ضربه می زند تا به زانو دَرَت بیاورد . هر وقت احساس  می کنی داری تسلیم می شوی خود را با کاری مشغول می کنی تا به گناه آلوده نشوی. اما چنان با جانت در آمیخته که راههای رهایی را به رویت بسته است. باید از اول دریچه مغزت را به روی آن می بستی و راهش نمی دادی.
                                                      عابد ساوجی