دل         

دندان

دار و ندار ما شکست

خاطری آزرده نشد

شیشه ای ازبانک  شکست...!.

 

 ماه   به  ماه

آرام   آرام

نبودنت

عادت می شود.

 نقدم نکنید

نقد که می شوم

شعرهایم

اندازۀ دلم   نمی شود!.

 

 منتظر می مانی

آرام

  آرام

فصل به فصل

 سالها می گذرند

باران نمی بارد

زیر پلکهایت ...

گلدان

ترک بر می دارد.

 

 مُهرِ بابا

از سر دلتنگی

سجده را می بوسید

مادرم پنجره را وا میکرد

تا دلش

 غربت فاصله را

حس نکند.

 

 تو مرا

خواهی برد

تا سراشیبیِ یک بد نامی

تا تهِ کوچۀ بن بست جنون

تا سرِ ، مزرعۀ ممنوعه