جور دوستان را باید کشید
شاید که نه، حتما" این ضرب المثل را شنیده اید که می گویند: دوستان باید جور دوستان را بکشند.
ژنده پیل، یا همان احمد جامی که در سال 441 هجری قمری در خراسان متولد شد و96 سال زندگی کرد. مردی بلند قامت ، نیرومند ودلیر بوده است. در تیر اندازی نظیر نداشته ، سواد خواندن ونوشتن هم نداشت.
دوران جوانی رابه میخوارگی وعیش ونوش با گروهی از رفقای فاسد وتبهکارخود میگذرانید. تااینکه روزی هنگام حمل شراب متوجه الهامی میشود که به اومیگوید: توباید ریاضت بکشی وبا رفقای بد معاشرت نکنی .
ژنده پیل با خود نّیت میکند، که اگردرآینده موفق خواهد شد شرابش تبد یل به شربت شود. اتفاقا"شراب تبدیل به شربت میشود، وازهمان روز در 22سالگی شروع به عبادت و ریاضت میکند، وهیجده سال به تنهایی درکوههای اطراف، روزها گرسنه میماند وبا بدن لخت روی بوته های تیغ می غلطد، تا بالاخره قادر به کرامات میشود.
شخصی بنام استاد امام عبدالرّحمان ، منکر پرهیز کاری وکرامات ژنده پیل بود، روزی پیغام داد که ای ژنده پیل، تو ادعاهای زیادی میکنی، اگر راست میگویی بیا تا ((چله)) بنشینیم . قرار شد هرنفر صبح وعصر یک گوسفند بخورند بدون اینکه از جای تکان بخورند!
عبدالرّحمتن توانست قطعه ای از سهم خود را بخورد . ژنده پیل سهم خود وبقیه سهم او را هم خورد وگفت باید به دوستان کمک کرد! روز سوم عبدالرّحمان در حال ترکید ن بود ولی ژنده پیل 12 گوسفند را خورده بود بدون اینکه از جای حرکت کند!
عبدالرّحمان از ژنده پیل پرسید 12 گوسفند را که خوردی کجا رفت؟ ژنده پیل گفت: درون دیگی که داغ است کاسه کاسه آب بریزی بخار میشود واز بین میرود. معده من هم در اثر سالها ریاضت کشیدن شبیه آن دیگ سرخ شده است هر چه غذا بخورم ، اراده کنم فورا" نابود میشود.
اما برگردیم سر اصل مطلب. گاهی من بقدری مطلب می زنم که حتی بدون اینکه خواننده و مخاطب فرصت کند وارد بایگانی میشود بدون اینکه خوانده شود! ویا نظری داده شود. البته نگران بخش نظرات نیستم چون بسیاری از دوستان به صورت خصوصی برایم می نویسند که هر روز می اییم ومطالبت را می خوانیم اما بنا به دلایلی ( شخصی) از نظر دادن معذوریم. اشکالی ندارد حتی سخنم با این افراد هم نیست. اما سخنم با دوستانی ست که در وبلاگ خود مطلبی برای ثبت ندارند بنا به هزار دلیل...
یک مطلبشان مدت زیادی می ماند و از صد تا سیصد نفر نظر می دهند وقتی ما می خواهیم وارد بخش نظرات آنها شویم به علت تراکم بقدری دیر باز می شود که حوصله مان سر می رود. من که این طور هستم بقیه را نمی دانم.
به این دوستان توصیه می کنم و اجازه هم می دهم از مطالب من با قید نام نویسنده کپی کرده در وبلاگ خود استفاده کنند تا وبلاگشان از یک نواختی خارج شود.
این خدمت کوچکی ست که از دست من بر می اید در آن صورت من هم سعی می کنم مطالب تازه و به روز ثبت کنم. جور دوستان را باید کشید!.
باید به پایت