ازگل نازکتر
چیزی وجود ندارد که دوست نداشته باشد. تو را با تمام فصلها،
آسمان و سیارات، حتی دریا را با تمام موجوداتش . دعوا را هم دوست دارد...!.
می گوید: در موقع نزاع، نقابها کنار می رود، پرده ها دریده می شود و زشت ترین کلمات رد و بدل می شود و زخمهای کاری بر پیکر یکدیگر وارد میشود! بعد از آن کسی نمی تواند به دروغ بگوید: من از گل نازکتر نگفته ام...
از پنجره بیرون را نگاه می کند. آسمان ابری و مه آلود است. برف، آرام آرام می بارد. گنجشکها در میان برفها به دنبال دانه می گردند. مشتی نان خشک جلوی آنها می ریزد. در فضای جنگ زدۀ پادگان، گنجشک ها زیبا تر به نظر می آیند. نگاه کردن به آنها، زندگی آرام و بدون جنگ را القا می کند.
از هوا پیماهای دشمن خبری نیست!. سربازان خوشحالند که هوا ابری و مه آلود است. چون مجبور نیستند از ترس بمباران هوایی، تمام روز را به صحرا بروند و برای در امان ماندن از بمب باران، سنگر انفرادی و حفره روباه بکنند تا شب بشود...
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 5:6 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت