کاپوت
دیدم چراغ درجه آب روشن شده است. چنان سرد بود که سنگ ترک بر می داشت.
حدود پنج کیلو متر تا مقصد مانده بود. خواستم اهمیت ندهم بروم اما فکر اینکه تسمه پاره شده باشد و چند دقیقه دیگر رادیات جوش می آورد ساعت شش غروب که هوا هم تاریک شده چه بکنم؟
این بود که زدم کنار و کاپوت ماشین را بالا ، تسمه سالم بود. برای احتیاط خواستم مقداری آب در آن بریزم .
ظرف آب را بر می داشتم که صدای عجیبی پیچید . کاپوت روی شیشه جلو خوابیده بود! شیشه جلو از دو گوشه دهان باز کرده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 10:47 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت