کلبه ام را بر سر راه همه دزدان و شروران بنا نهاده ام هرچه می خواهند بردارند و ببرند تا چیزی برای من باقی نماند. نمی خواهم دل در گرو چیزی نهاده باشم،که مرا از تو جدا کند.

قصد دارم داستان دلتنگی های شما را نیز به همه جاده ها، باغها حتی برای کویر تعریف کنم و طلسم سر بسته ماندن را بشکنم.

این بار سبکبار سفر خواهم کرد. دوست دارم به همه چیز با چشم شعر و عرفان بنگرم شاید به حقیقت جهان پی بردم. 

عابد ساوجی