چشم ودل

عده ای نشسته بودند از هر دری صحبت می کردند. یکی از آنها گفت: انسان با چشم می بیند وعاشق می شود. بقیه حرف او را تایید کردند.

 نابینایی نشسته بود شروع کرد به خندیدن!.

گفتند : به چه می خندی؟

گفت : به دل کور شما...!.