مروارید

ــ این مروارید درشت  را فردا می برم بازار می فروشم، زندگی مون زیرو رو میشه!.

ــ چرا فردا ؟ همین امروز ببر خیالمون رو راحت کن.

ــ  مگر خیالمون ناراحته؟ این دیگه مال خودمونه ، خودم صیدش کردم ناراحتی نداره.

ــ خوشت میاد آدما نگران نگهداری؟ مرگ و زندگی ما به این مروارید بسته، آونوقت تو امروز و فردا می کنی؟ بیا ببر بفروشش کار را یکسره کن.

ــ فردا صبح. می گذارمش تویِ جیب کتم ، یکدونه  سنجاق قرص و محکم می زنم به در جیبم، خیالت راحت شد؟

                ***

ــ چرا رنگت پریده ؟

ــ بیچاره شدیم! کتم سر جاش نیست...!.