شهید گمنام #عابدساوجی
نقاشی روی دیوار، عکس چفیه است، بر گردن یک گل.
آخرین بار که مرخصی آمده بود، با رنگ روغن آن را کشید.
عجله داشت، می گفت: باید برگردم.
اگر دیر بشود به عملیات نمی رسم، کاروان می رود، جا می مانم.
خواهند گفت: دیدی بارت سنگین بود!. دیدی گفتیم با بارسنگین نمی رسی.
هنوز نیامده است!.
می گویند: شهید گمنام است.
مانده ام پای کدام بنایِ یاد بود، به دنبالش بگردم.
عکس چفیه وگل، تنها یادگاری است که از او مانده.
#عابدساوجی
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 14:53 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت