4

نکته:

در هنگام نوشتن، منتظر الهام و امدادهای غیبی نباش. الهام در حین نوشتن حاصل می شود. هرچه بیشتر بنویسی، قلم بیشتر صیقل می خورد، همانطور که چاقوی آشپزخانه، تیز تر از چاقوی داخل ویترین است.

 

افرادی ادعا می کنند که داستان را می شناسند. اما این ادعا تا وقتی است که هنوز شروع به نوشتن نکرده اند. وقتی قلم دست می گیرند تا داستانی را که فکر می کنند بلدند بنویسند، به جای داستان، داستانواره ای شبیه مقاله ویا خاطره ای اخلاقی و یا سرمقاله ای که شخصیتی هم در آن نقش دارد نوشته اند.

نویسندگی هنر است. کلمات هر اندازه فاخر و ادبی و هنرمندانه باشند بار هنری اثر نمود بیشتری پیدا می کند. ادبیات، یعنی سخن گفتن با زبان برتر. هر ملتی با دو زبان صحبت می کند، نوعی زبان محاوره که در مکالمات روز مره بکار می برند که آحاد ملت با این زبان صحبت می کنند.

نوع دیگر زبانی ست که بهره گیری از رنگها، زیبایی ها، آرایه ها و آهنگها همراه است با آفرینشگری هنری. به این زبان دوم، زبان برتر یا زبان ادبیات می گویند.

هر داستان نویس تازه کاری در شروع کار، با اتکا به قریحه فطری و گرایش ذهنی و ذوقی، با تأثیر پذیری طبیعی و فعال از آثار داستان نویسان برجسته و نامدار، به نوشتن داستان می پردازد و از زبان و سبک وی الگوبرداری می کند. این افراد چون قریحه و ذوق نویسندگی دارند بالاخره سبک و زبان مختص بخود را پیدا می کنند.

ریچارد هِرو اسقف و منتقد انگلیسی می گوید:« کار هنرمند این است که زیباترین شکل چیزها را انتخاب کند و آنرا در مناسب ترین شکل و موقعیت ارائه دهد.

زوکسیس نقاش یونانی وقتی تصمیم گرفت تصویری از ( جونو)بکشد، دختران جوانی را فرا خواند و از میان آنها پنج تن را انتخاب و در نقاشی از بین بهترین ویژگی های تن و صورت هر یک از آن پنج دوشیزه را اقتباس کرد.

نکته:

می گفت: چشم بر هم زدیم عمر گذشت، مانند همین امروز گاهی با خنده، گاهی با گریه. اما نمی دانم چرا در زمانه ای که خورشید و ماه خواهر خوانده شده اند، گرگ و بره در کنار هم با آرامش زندگی می کنند، من و تو که از یک نسلیم و برای هم خلق شده ایم، نمی توانیم زیر یک سقف با هم زندگی کنیم؟