محفل انس
نهم بهمن 1391- باغی و ، شعری و ، شامی در جوار دوستان در صفا دشت
چه شکوهی دارد محفل اُنس
|
هی می شکنی بشکن هی می شکنی بشکن قند نه دل ما ست بشکن!.
|
گیسو پریشان می کند می رقصد با باد چه می کند؟ با دل لیلی بید مجنون.
|
کوچه را شعر بریزید نفسی تازه کند فصل بهار غزلی تازه بپاشید به باغ ورنه بهار پشت پرچین زمستان خواهد ماند...!
|
|
|
خواسته بودم همیشه گریان باشی خودم را گرفت نفرین دوسر داشته |
|||
|
هَرَس می کند روزگارم را خواب نمانم خواهم رفت...
|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:10 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت