حیدر حیدری حیدر...#عابدساوجی
...ما دعوا داریم حیدر
یادم می آید جوان ترکه بودیم و بالطّبع جاهل تر، اگر یکی از بچه های محل از یکی دیگر در محله ای دیگر درگیری یا دلخوری داشت، به حمایت از او، جمع می شدیم می رفتیم محل آنها و در جایی که خالی بود و خلوت، می شد مانور داد. جمعی و با صدای بلند به می گفتیم:( حیدر حیدری حیدر، ما دعوا داریم حیدر...!.)
بالاخره یک نفر از اهل محل حوصله اش سر می رفت می آمد بیرون و با ما درگیر می شد. بقیه محل تا آن لحظه خود داری کرده بودند، به حمایت از او وارد معرکه می شدند!.
از طرفین چند نفر دست و پا شکسته و سرو صورت خون آلود به جا می ماندند که با وساطت ریش سفیدی، مأمور کلانتری، ختم به خیر می شد. و یا آنقدر همدیگر را می زدیم و دیگران تماشا می کردند، رمقی باقی نمی ماند دست از کتک کاری می کشیدیم و برمی گشتیم محل. مثلا روی آنها را کم کرده بودیم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 18:0 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت