اکبـــــــــــــــــــــــر رادی

جدا" که روزگار غریبی ست!.
کو کوزه گرو کوزه خر و کوزه فروش...؟
سال سوم دبیرستان بودم. دبیرستان اتابکی واقع در امامزاده حسن تهران.
آقای اکبر رادی ( خدا رحمتش کند) دبیر ادبیاتمان بود. مردی آرام و متین و با وقار.
چنان تواضعی داشت که باور کردنی نبود یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان ایران باشد. ما که عقلمان به این چیزها قد نمی داد و او هم که انگار در دنیای دیگری سیر می کند. گذشت و گذشت تا در خانه هنرمندان ، کتابی و عینکی و قلمی از ایشان را پشت ویترین دیدم . پس از چندی هم آرامگاهش را در قطعه هنرمندان...
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:59 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت