دخل و خرج با هم نمی خواند
امروز در شهرداری منطقه ۹تهران جلسه تجلیل از ۳۴شاعر بود که آثار چاپ شده دارند.
من کتابی از اشعار کوتاه آماده چاپ دارم اما به احترام چهار جلد داستانی که چاپ کرده ام دعوتم کرده بودند.
در راه رفتن پنچر کردیم! مسافتی را هم با همان حالت طی کردیم که لاستیک از چند جا جویده شد.
ندانسته ماشین را درست زیر تابلو با جرثقیل حمل می شود پارک کردیم. وقتی بیرون آمدیم یکی از کسبه به طرف ما آمد وبا تعجب گفت: چقدر خوش شانسید شما.
پرسیدم چرا ؟ چون پنچر نکرده اند؟
گفت نه، روزی ۵۰ اتو مبیل را با جرثقیل می برند اما ماشین شما را نبرده اند.
خوشحال شدیمکه اتفاق نا گواری برایمان رخ نداده که دیدم برگه ای را چسبیده ا ند به آیینه سمت شاگرد!
۴۰ هزار تومان برگ جریمه بود...
حالا چقدر به ما داده بودند؟ یک کارت هدیه به مبلغ ۲۰ هزار تومان...
حالا چقدر خوشحالم که ماشین را با جرثقیل نبرد ه بودند...!.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:37 توسط عباس عابـــــــد( ساوجی)
|
باید به پایت